تبلیغات
نوشته های یك معلم فیزیك - تدریس سال اول ...
تاریخ : سه شنبه 23 اردیبهشت 1393 | 06:52 ق.ظ | نویسنده : یاكاموز
این روزها باز هم دارم به این نتیجه می رسم که هرچقدر هم که تلاش کنم چون یک زن هستم نمیتونم مثل همکاران جنس مخالفم موفقیت کسب کنم در زمینه ی تدریس!
من خیلی زحمت میکشم, بهترین و کاملترین جزوه رو برا بچه ها آماده می کنم! سعی میکنم کلاس پرنشاط و سرشار از شوری داشته باشم و زود زود از بچه ها نظرخواهی میکنم و در این نظرخواهی ها اکثریت کلاس اعتقاد دارند که من معلم بسیار خوبی هستم حتی خودشون اعتراف می کنند که من بهتر از هرکس دیگری تو شهر فیزیک تدریس می کنم اماوقتی به عمل می رسیم حاضرند دوباره و سه باره بشینند سر کلاس آقایون محترم و هزینه های گزافی رو تحمل کنند.
واقعا زجر میکشم از این اوضاع و احوال...
بعضی وقتا دوست دارم من هم خودم رو به بی وجدانی بزنم و سرکلاس کامل تدریس نکنم و بقیه ی درس رو بکشم به آموزشگاه ...
اما این کار از دستم ساخته نیست!!! نمیتونم در حق کسایی ظلم کنم که به خودشون ظلم می کنند.

حالا بگذریم از این موضوع
روز شنبه یک کلاس تو آموزشگاه داشتم که بچه های اول دبیرستان بودند! رفتم داخل کلاس چهر نفر بودند! از همون لحظه ی اول متوجه شدم که این عده از آداب و اصول به شد به دور هستند! و با بچه هاب مدرسه ی ما به شدت متفاوت هستند!
با یک مثال شروع کردم ! همشون زدند زیر خنده و همین کار تا آخرای کلاس ادامه داشت بعدش یکی یکی اجازه گرفتند که برن بیرون و یک اوضاع نا بسامانی ایجاد کردند که حالم داشت از کلاس بهم می خورد.
اصلا تا بحال با چنین دانش آموزان گستاخ و پررویی مواجه نشده بودم. حالم خیلی بد شده بود سر کلاس و دود از کلم داشت بلند میشد که بالخره وق کلاس تموم شد. اصلا نمیتونستم چکار کنم.. رفتم و به مسئول آموزشگاه گفتم که من این چند روزه وقت ندارم و نمیتونم به این دانش آموزا درس بدم! و برگشتم خونه و احساس راحتی کردم. و تصمیم گرفتم از این به بعد مرزهایی برای کارم مشخص کنم.