تبلیغات
نوشته های یك معلم فیزیك - دستم به چیزی نمی رسد!!!
تاریخ : جمعه 13 بهمن 1391 | 03:27 ب.ظ | نویسنده : یاكاموز

معلم هستم همسرم هم معلمه! داریم خونه می سازیم ماشین رو فروختیم تا قسمتی از بدهی هامون رو پرداخت كنیم! از وقتی كه فروختیم هی قیمت ماشین داره بالا میره! یه پیكان داغون گرفتیم كه صبح ها كه میریم مدرسه دخترمون رو ببریم و بذاریم پیش مامانم و این ماشین هم هر روز خدا خراب است!

همسرم! غرور مردانگیش در حال شكستن است! احساس میكند كه نمی تواند آرزوهای ما را بر آورده كند!

این چه اوضاعی است دوتا معلم فوق لیسانس مملكت از برآورده كردن نیازهای معمولی زندگیشان عاجز هستند!!!

دلم پووووووووووووووول میخواد خیلی خیلی!

از نگاه های شرمنده ی همسرم دلم میگیرد. دلم می خواهد گوشه ای خلوت گیر بیاورم و هق هق گریه كنم!

به امید روزهای خیلی بهتر از روزها 91

از این سال 91 بدم میاد!!!