تبلیغات
نوشته های یك معلم فیزیك - گوشی سركلاس........
تاریخ : چهارشنبه 27 دی 1391 | 03:24 ب.ظ | نویسنده : یاكاموز

عادت دارم وقتی از بچه های یك كلاسی خوشم اومد و دیدم كه ظرفیتش رو دارند. شماره‌ی موبایلم رو بهشون بدم در این میان فقط یك عده با من تماس میگیرند و پیام میدن كه برام خیلی جالبه!

اتفاقا افرادی بهم پیام میدند كه من هم تمایل دارم باهاشون در ارتباط باشم.

امسال هم شمارم رو داده بودم به بچه‌های پیش تجربی كه در بین پیامهای رسیده از این كلاس یكی از دانش آموزان بودكه خودش رو معرفی نكرد و با یك اسم مستعار برام پیام فرستاده بود. پیام های خیلی زیبا و دوست داشتنی!

امروز كه سركلاس داشتم سرتخته تمرین حل میكردم متوجه شدم كه گوشیم زنگ زد.( البته باید بگم كه من معمولا گوشیم رو می‌برم سر كلاس، كه البته خودش یك بی‌قانونی محسوب میشه ولی من از گوشی سر كلاس استفاده‌ای مختلفی میكنم، مثل ساعت ماشین حساب مبدل واحد، لغت نامه و ...) تا رفتم سر گوشیم دیدم كه شماره  دانش آموز همین كلاس هست كه با اسم مستعار باران قبلا بهم پیام داده بود. یك لحظه از تعجب داشتم شاخ در‌میآوردم! دانش آموزا سركلاس گوشی دارند و حتی از اون استفاده هم میكنند!!!

اما نمیدونم چرا نتونستم عصبانی بشم و یا ناراحت!!

چون یك لحظه متوجه شدم كه این باران كی هست و من اون دانش آموز رو خیلی دوست  داشتم خیلی آروم و ناز هستش از اونهایی كه خیلی شیطون هست ولی به ظاهر خیلی آروم.

میدونید چیه؟ بعضی وقت ها قلبم برای بعضی از دانش آموزا اینقدر میزنه كه فكر میكنم عاشق شدم!!

از این احساس خیلی خوشم میاد.

امروز خیلی حس سرخوشی دارم. شاید به خاطر همین اتفاق كوچیك بوده و شاید به خاطر دیدار فردا باشه

آخه فردا قرار هست كه بهترین معلم دوران زندگیم و عشق دوران نوجوانیم رو ببینم . وقتی در مورد فردا فكر میكنم قلبم میخواد بیاد تو دهنم.