تبلیغات
نوشته های یك معلم فیزیك - نوشته‌های دانش آموزان در اولین جلسه...
تاریخ : جمعه 23 تیر 1391 | 04:10 ب.ظ | نویسنده : یاكاموز

سلام بر همگی!

هفته‌ی پیش به طور ناگهانی خبردار شدم كه قرار هست كلاس های سال سوم مدرسه از تابستون شروع بشه!

یعنی پشت تلفن اینطوری به عرض من رساندند كه برنامه شما آماده هست و قراره از روز چهارشنبه یك جلسه برای سوم ریاضی و یك جلسه برای سوم تجربی تدریس فیزیك رو شروع كنم. در این مورد اصلا و به هیچ عنوان با من صحبت نشده بود. به هر حال من پرسیدم كه آیا همه‌ی دانش آموزان تشریف فرما خواهند شد یا نه؟

و جواب این بود كه ما از نظر اداری نمیتونیم اجبار كنیم كه همه بچه ها تشریف بیارند ولی اگر شما درس رو شروع كنید با تاكید بر این مطلب كه از اول مهر درس دوباره تكرار نخواهد شد حتما همه بچه ها سر كلاس حاضر میشوند.

به هر حال روز موعود فرا رسید و اول رفتم سر كلاس سوم ریاضی و از 28 نفر دانش آموز فقط 8 نفر سر كلاس بودند. چهره های نا آشنا و مردد!

گفتم خوب بقیه كجا هستند؟

جواب: خانم فلانی و فلانی و ... اومده بودند ولی چون خودشون بیرون كلاس فیزیك دارند نیومدند. بقیه هم خبر دار نیستند!!!!!!!!!!!!!!

من رو بگو ،یك بغضی گلوم رو به شدت فشار داد. نزدیك بود اشك از چشمام سرازیر بشه. با تمام نیرو خودم رو جمع كردم و ادامه دادم...

مگه از مدرسه به شما چی گفتند؟

یكی از ته كلاس گفت هیچی خانم به خیلی ها كه زنگ نزدند ما هم اتفاقی خبردار شدیم!

من كه خیلی ناراحت بودم از این وضع دوگانگی كه نمیدونستم از دست كی باید ناراحت باشم از مدیر كه هدف برنامه ریزیش مشخص نیست یا از دانش آموزان كه همیشه فكر میكنند مرغ همسایه غاز هست!

به هر حال با ارائه آماری از تعداد سوالاتی كه از كتاب فیزیك 3 در كنكور 3 سال اخیر مطرح شده بحث در باره اهمیت سال سوم رو شروع كردم.

و بعد گفتم كه اگر بتونیم و همه دانش آموزان تابستون  تشریف بیاورند می تونیم تا عید كتاب رو تقریبا تموم كنیم و بعد از عید حسابی برای آزمون نهایی تمرین كنیم. اما اگر حتی یك نفر هم تشریف نیاره این كار بسی عبث و بیهوده خواهد بود چون در اون صورت مجبوریم دوباره از مهر شروع كنیم!

یكی از بچه گفت: خانم تقصیر ما چیه! اونهایی كه بیرون میرن كلاس براشون مهم نیست كه برنامه مدرسه چیه؟ اگر شما به خاطر اونها برنامتون رو عملی نكنید ما ضربه می خوریم!!!

من كه نمیتونستم خودسرانه تصمیم بگرم!( به خاطر عواقب نافرجامی كه می تونه داشته باشه!) تصمیم در این مورد را به بعد موكول كردم و شروع كردم به معرفی چارچوب كلی فیزیك 3 و نحوه‌ی عملكرد خودم در طول سال و انتظاراتی كه از دانش آموزان دارم. چون تعداد خیلی خیلی كم بود حتی قصد تدریس مقدمات ترمودینامیك رو هم از سرم بیرون كردم.

بعد از اینكه مراحل قانون گذاری تموم شد از دانش آموزان خواستم در مدت ده دقیقه‌ای كه در اختیارشون میذارم كاغذی بردارند و هرگونه نظر و پیشنهادی كه دارند بنویسند! ( این كار رو همیشه تو همه‌ی كلاسهام انجام میدم. دیدگاه كلی از جو كلاس و دانش آموزانش بهم میده) در این مدت به خدمت سركارخانم .... مدیریت محترم مدرسه رسیدم و عرض كردم خانم مدیر هدف شما از این كلاسهای تابستانی چی هست؟؟؟

من كه با این تعداد دانش آموز نمیتونم درس بدم!!!

و جواب این بود شما درست رو بده بچه ها مجبور میشن كه بیان!!!

برگشتم سر كلاس، خوب بچه ها بیارید نظرهاتون رو

خانم ما نظری نداریم!!!!

و من خبردار شدم كه باز با كلاسی مواجه هستم كه نمیدونند چكار باید بكنند یك كلاس سردرگم مثل سوم ریاضی سال گذشته!!!

اما كلاس سوم تجربی وضع خیلی بهتر بودم و حتی مقداری از الكترواستاتیك رو تدریس كردم.